بعد از مدت طولانی
سلام دخترک مهربونم
مامانم خیلی وقته برات ننوشتم خیلی مامان بدی که خاطراتتو ننوشتم ولی مامانم سرکار که کار دارم تو خونه هم که جرات ندارم سمت لب تاپ برم .دخترکم خیلی شیرین زبون شدی خیلی کارای جالبی می کنی .الان که دارم برات می نویسم 17 ماه و 9 روزت یه سری کلمه بلدی بگی که برات می نویسم وقتی بزرگ شدی بخونی و بخندی
دا ...... سلام
خدافظ......خداحافظ
عیییی..... علی
آپپپپ......آب، شیر، چایی
اینا اینا.... هر چیزی که یخوای
پیسی.... پیشی
بعضی وقتا هم یهو جمله میگی مثلا روز 8/5/93 رفتم بیرون از ماشین خرید وقتی برگشتم گفتی ماما آمدی
یا روز 1/5/93 به خاله مهکامه گفتی اااهه آب بده یا اینکه روز 10/5/93یه قند دست بود و گفتی سیما بیا.
راستس خاله سیما هم نی نی داره و به احتمال زیاد عید 94 یه مهمون کوچولو داریم.
وقتی میخوای بلند شی هم میگی یا عیییی.
نماز میخونی.
میری بالا مبل میگی 1 دو سه اگه کسی جلوت باشه که خودت پرت میگی
رو تخت میری بازم میگی یک دو سه و خودت رو ول می کنی رو تخت
عاشق کیارشی وقتی کیارش و میبینی میدوی ذوق می کنی شدید
خلاصه مامانم ایشاله عاقبت بخیر بشی دیگه یادم نیست چکار می کنی یادم اومد برات می نویسم
الان 12 تا دندون داری و 13همین دندونت هم در راه


بعد از مدت طولانی 
