شرمنده
سلام دختر نازنینم ببخش مامانی که اینقدر دیر اپ دارم می کنم وبلاگتو باور کن خیلی سرم شلوغه نفسم.از یه طرف که شما اینقده شیطون شدی و هم اینکه سرکار و دانشگاه و همه چی قاطی پاطی دختر نازم از شهریور نتونستم بیام اینجا. از کارهایی که می کنی برات می نویسم دختر نازم ماه به ماه که میگذره تو بزرگتر و خانمتر میشی .دیگه الان خودت به تنهایی می شینی دستتو به جایی می گیری و بلند میشی.پنجمین مرواردیت در اومده و خیلی داری اذیت می شی.دیگه دست می زنی و می رقصی دستاتو تکون میدی.بابا ماما ددد چیزززززززز . از همه مهمتر داری چهار دست و پا میری به همه جا سرک میکشی.همشم دوست داری بری تو اتاق خاله مهکامه. دوست داری با ماهواره مامانی بازی کنی و هی عقب جلوش کنی و هی بهت بگیم مرسانا نکن.خلاصه از شیرین کاریا و خراب کاریتا هر چی بگم کم گفتم هر چی هم که دم دستت میخوره پلاستیک ، کاغذ ولی نوبت به غذا خوردن که میرسه اول تست می کنی وروجک مامان. یه چیزه دیگه که بابایی بالاخره عزم خودش رو جزم کرد ورفت مو کاشتتتتتتتتتتتتت دستتتتتتتتتتتتتسوتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت به افتخار موهای بابا روز اولی که بابا از گلینیک اومد سرش باند پیچش بود هی بابا رو یه جوری نگاه می کردی سرتو مینداختی پایین انکاری از قیافه جدیدیش مرترسیدی.خلاصه نمی دونم چی فکر می کردی.دیگه اینکه میزامو جمع کردم که دیگه راخت باشی تو خونه.علاقه شدید داری که از لبه دستشویی و حمام بری بالا و دست بزنی به دمپایی اخه مامانی کثیف دست نزن بعدشم ممکنه دستت لیز بخوره و خدای نکرده صورتت بخوره اونحا اوف بشی اخه مادر.الهی قربونت برم خیلی ناناس شدی شیرین شدی دیگه دلم برات خیلی تنگ میشه دوست دارم زودتر بیام خونه پیشت .هر وقت زنگ در رو میزنن سریع ایفونو نگاه میکنی قربونت برم.عزیزم این بود کارایی که طی این دوماه یاد گرفتی و انجام میدی سعی می کنم زود به زود بیام .فعلا بای خوشجلم
مرسانا در اتوبوس



شرمنده
