مرسانامرسانا، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

عشق مامانییییییییی

سفر مرسانا به رشت و سرعین

1392/7/1 12:14
نویسنده : مارال
216 بازدید
اشتراک گذاری

سلام جوجو مامان .دختر نازم اولین مسافرت دور شو رفت .ماشاله خانمم خیلی گل بود اصلا اذیتم نکرد .سه شنبه 15/5/92 ساعت 3 بعداظهر راه افتادیم تقریبا ساعت 8 شب بود رسیدم رشت و رفتیم خونه یکی ازدوستان. این مسفرت رو با عمو عباس و خاله ندا و آردین رفتیم.فقط شب رو اونجا خوابیدم و صبح رفتیم به سمت سرعین در بین راه از فومن رد شدیم رفتیم ساحل گیسوم و بعد از اون رفتیم به سمت جاده اسالم چقدر جاده قشنگی بود و خیلی هم سرد بود همه جا مه بود .ناهار رو هم در بین راه خوردیم و تفریبا ساعت 7 رسیدیم سرعین رفتیم یه سوئیت گرفتیم و اونحا موندیم بابایی با عمو عباس شب رفتن آبگرم و خاله ندا هم خوابید من و تو هم مجبور شدیم بخوابیم فردای اون روز من با خاله ندا رفتیم آب گرم و بابایی و عمو عباس گفتن پیش شما می مونن و وقت یبرگشتیم تازه بابایی فهمید چقدر بچه داری سخته .خلاصه مامانی دو شب اونجا بودیم .و روز جمعخ بود که از راه جاده حیران برگشتیم چقدر شلوغ بود جاده .خلاصه به تالش رسیدیم و بابایی خسته شده بود تصمیم گرفتیم اونجا بمونیم .تالش هم زیبا بود ساحل خیلی زیبای داشت.مامان قشنگم روز 20 مرداد بود که برگشتیم تهران .عکس های اونجا رو هم بعدا برات میذارم مامانی.خیلی دوست دارم که اینقدر تو خوبی

خیلی جدی هستم تازه دارم میرم مسافرت

 

اینم دوستم آفتابگردون

هووووووووووووووووووووووو

یک هفته منو بدین مسافرت خوب خسته شدم دیگه خوابم میاد

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)